نامه ی سر گشاده ی من به وزیر علوم - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 22:03
به نام خدا-  شیرین ستونی دوازدهم تجربی ۲نامه ی سر گشاده ی من به وزیر علومآقای وزیرمن و دوستان بسیاری که امسال هم مانند سال های قبل بیش از یک میلیون نفر می شویم دوازده سال است که به امید کنکور درس می خوانیم؛ اما من یک سوال از شما می پرسم، آیا دوازده سال زندگی انسان با یک آزمون سنجیده می شود؟ آن هم آز...
1.من بابت چه چیز هایی شکرگزار و قدردان هستم؟ - تاریخ: 1399/11/23 ساعت: 20:43
امروز من با ذهنی آرام تووی اتاقم نشسته ام و مشغول فکر کردن هستم،من بابت چه چیز هایی شکرگزار و قدردان هستم؟من میتوانم همه چیز را تصور کنم،تخیلات بی انتهاست،می توانم آرزو کنم،هدف داشته باشم،دوست داشته ش
حل و فصل این گره ها آنقدر هم ساده نیست. - تاریخ: 1399/11/23 ساعت: 20:43
پرندگان پشت بام را دوست دارم دانههایی را که هر روز برایشان میریزم در میان آنها یک پرندهی بیمعرفت هست که میدانم روزی به آسمان خواهد رفت و برنمی گردد. من او را بیشتر دوست دارم
ابتهاجِ جان.. - تاریخ: 1399/11/23 ساعت: 20:43
بلدم تکیه کنم باز به دیوار خودم یا حصاری بکشم دور و بر غار خودم بلدم آه به آه از تو بگویم هر بار تا بسازم قفس از غصه ی بسیار خودم
راه حل - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 8:26
داشتم فکر میکردم که ما آدم ها اکثر اوقات نمیدانیم باید از چه راهی اقدام کنیم یا وقتی میخواهیم حرفی بزنیم نمیدانیم چگونه بگوییم که موثر واقع شود. راستش را بخواهید حتی اگر چهل و پنج سالمان شود یا پنجاه
برای دخترم - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 8:26
دخترکم،الآن که دارم( در عالم خیالاتم البته) نگاهت میکنم و تو مو هایت را میبافی و پشت چشم برای پدرت نازک میکنی؛ به این فکر میکنم که چه بی اندازه زیبایی و نمی توانم وصف تو بگویم،فقط میخواهم بدانی زیبایی
نوه های عزیزم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:57
نوه های عزیزم!لطفا نمونه ی بارزی از مادر ایرانی نباشید!"یک عدد تیپیکال مادر ایرانیه میگه: «من دوست دارم دخترم/پسرم بره دنبال درس. چون مغزشو داره.» انگار هنرمند شدن،نوشتن،ساز زدنو... نیاز به مغز نداره. و در ادامه: «دوست دارم علاقهش رو در کنار درسش ادامه بده.» عزیزان. دانشکده هنر، پره.پره از لیسانسهای...
نوه های عزیزم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:57
نوه های عزیزمیاد بگیرید نسبت به اونایی که اهلیشون میکنین مسئولیت پذیر باشید،همیشه،همه جا.28.04.19
شاد باشیم. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:57
بعد خوندن یه متن از یک نفرِ خوبِ آرش نام با تیتر چند بهانه برای خوشحال بودن، گوشه ی دنج خلوت خودم رو برگزیدم و شروع کردم به نوشتن دلایل خوشحالیم،میدونم خیلی بیشترن،ولی فعلا به همینا بسنده کردم،بعدا که
وقتی یکی باهامون درد و دل می کنه چیکار کنیم. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:57
امروز بعد از اینکه دوستم باهام درد و دل کرد و عاجزانه سکوت کردم،فکر کردم ،کلی در مورد این فکر کردم که وقتی یکی باهامون درد و دل میکنه چیکار کنیم.وقتی یکی باهامون درد و دل می کنه باید اول سکوت کنیم،نبا
پیتزای قرمه سبزی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:57
به نظرم در کافه نشستن و سیگار کشیدن یا در فضای تاریک و مه آلود نشستن و کافکا و گابریل گارسیا مارکز خواندن ادم را هنرمند ایرانی نمیکند.نهایتا اگر چیزی از اینها در بیاید هنرمند فرانسوی ست. که با توجه به
در جریانید که - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:57
غرق شدن در كلاس هاي مختلف كنكور با آن استاد هاي خوش قد و بالا و خوش پوش و خوشتيپ!!وقت گذراني در آموزشگاه هاي به اصطلاح علمي مختلف،سوار بر تاكسي از اين آموزشگاه به آن ديگري رفتن،انتظار كشيدن براي چاپ ف
درونگرا ها رو قضاوت نکن..! - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:57
دو نفر از آدم های مهم زندگیم درونگرا تشریف دارند فلذا ایشان را باید شناخت..!باید دانست که دنیای درونی شان چقدر خوب و جالب است .باید دقت کرد : )افراد درونگرا, جزو کسانی هستند که بیشترین قضاوت در مورد آ
تفاوت "رُک" بوﺩن ﻭ "بیشعور" بودن رﻭ میدونید؟ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:57
رُک یا Frank به معنای ابراز نظر شخصی در مورد مسائلی است که مربوط به خود ما می شود! مثلا "من بستنی دوست ندارم" و این موضوع را به صراحتاً بازگو می کنم؛ یا دوستی از من می پرسد "میای بریم بیرون؟" براحتی م
اون می گفت. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:57
میگفت آدمها اصولا میگذارند و میروند، مگر اینکه خلافش ثابت شود. میگفت ماها مدام از مغزمان کار میکشیم تا به هر ضرب و زوری که شده آدمها را جذب کنیم. اما سوال سادهای که کمتر از خودمان میپرسیم این
چایی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:57
امروز صبح که طبق عادت همیشگی حواسم نبود و چایم بازم سرد شد و بعد خوردمش بابام بهم گفت حواست باشه این عادتت به زندگیت سرایت نکنه گفتم چی؟گفت اینکه بیخیال یه گوشه بشینی و یهو ببینی که چاییت خیلی وقته یخ زده . هنوزم دارم فکر میکنم.
عاشق ینی چی؟ - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 18:31
یک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت. دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد، او را دیدو از او پرسید که چرا تنهاست..کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند.دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟کرگدن پرس
به الی عزیزم-۱ - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 18:31
الی عزیزم،اکنون باید برایت بنویسم و بگویم که دیگر هیچ کس را دوست ندارم.
به الی عزیزم-۲ - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 18:31
الی عزیزم،جان من بمیرد و اشک روی گونه های تو نبیند.
به الی عزیزم-۳ - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 18:31
الی عزیزم،نمیدونم قراره تجربه اش بکنی یا نه ولی درد ندونستن ،درد عجیبیه،سخته،نمیگذره و در نهایت هم ردش میمونه،اینکه ندونی چیکار کردی،ندونی چیکار باید بکنی، یا حتی ندونی چیکار داری میکنی، این همه ندونستن عجیب نیست؟وضعیت اسف باریه،نه امیدی میمونه به اون چه قراره پیش بیادنه رمقی میمونه برای بهبود.راستش...